دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
9
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
پيشگفتار تاريخ ايران از زمان مرگ آخرين ايلخان ابو سعيد در سال 736 / 1335 تا اواسط سده هيجدهم كمتر مورد عنايت مورخان غرب قرار گرفته است . از زمانى كه اين مجلد از تاريخ كمبريج ايران طراحى گرديد ، در فضاى تحقيقاتى اين دوره دو اثر به زبان انگليسى منتشر شد : آققويونلوها نوشتهء جان وودز ( 1976 م . ) و ايران در زمان صفويان راجر سيورى ( 1980 م . ) . اما هنوز درباره تيمور و تيموريان تكنگارى جاندارى تأليف نشده است ( به استثناى اثر قابل بارتولد راجع به الغ بيك و دربار حسين بايقرا ) ؛ و اثر جالب نظر درباره قراقويونلوها هم به زبان تركى تأليف يافته است . از اينرو چهار فصل نخستين اين مجلد از تاريخ كمبريج ايران كه از رشحات خامهء توانمند پروفسور رويمر درباره دوره پيش از صفويان است ، براى خوانندگان غربى غنيمتى درخور و ارجمند تواند بود . اگر به اين نكته توجه كنيم كه دوره اواخر تاريخ ميانه ايران و اوايل تاريخ جديد آن شاهد ظهور نخستين دولت « ملى » ايران بود ، چنانچه تداوم آن تا به روزگار ما همچنان محسوس است ، مغفول گذاشتن اين دوره از تاريخ آن معنىدار خواهد بود . البته اين مسأله در ابعاد گستردهتر ، سياستى آگاهانه درباره حاكمان صفوى نيست ، بلكه مىتواند فقط يك تصادف برشمرده شود . شكست چالدران اين نكته را مسجل ساخت كه صفويان ديگر نخواهند توانست دامنه قدرت خود را در سرزمين آناتولى بگسترانند ، چنانچه ظهور همزمان ازبكان و امپراتورى مغولان اعظم ، تلاشهاى آنها را در دستيابى به ميراث سياسى تيموريان در شرق عقيم گذاشت . نكته اصلى اينجاست كه ايران در زمان سلسله صفوى ، سلسلهاى كه از فتوحات اسلامى به بعد نسبت به پيشينيان خود پايندگى بيشترى داشت ، تقريبا در چارچوب مرزهاى كنونى به هويت و موجوديت سياسى منحصر به فردى دست يافت . در اين فرآيند عوامل زير نقشى درخور داشتند : انتخاب مذهب تشيع بهعنوان مذهب رسمى كشور ؛ بازآفرينى سلطنت آرمانى ايران ؛ ضرورت حلوفصل درگيريهاى موجود جامعه ايران مثلا بين عناصر عشيرتى و غيرعشيرتى - و تمامى اينها مسايلى هستند كه پژوهشهاى عميق و مفصلى را طلب مىكنند . اين دوره براى اروپاى غربى جاذبههاى ديگرى هم دارد . با اينكه تماس سياسى ايران و غرب در زمان ايلخانان صورت گرفت ولى اين تماس كوتاهمدت بود . ديرى برنيامد كه اين مبادلهها و